ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
225
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان كشته شدن فرمانرواى حلب و تسلط ايلغازى بر آن شهر درين سال لؤلؤ خادم كشته شد . او پس از درگذشت ملك رضوان ، بر قلعه حلب و توابع آن تسلط يافته بود . وقتى كه ملك رضوان از دنيا رفت ، پسرش ، الب ارسلان ، از سلسله اتابكيه [ ( 1 ) ] بجايش نشست . پس از فوت الب ارسلان نيز سلطانشاه
--> [ ( 1 ) ] - منظور از اتابكيه ، سلاجقه شام است كه آنان را « اتابكان » مىگفتند . ظهور سلاجقه در تاريخ اسلام از عظايم وقايع و بمنزله شروع دوره جديدى است . مقارن ابتداء استيلاى اين قوم خلافت دچار ضعف شده بود و هيچيك از سلاطين درين ايام داراى قدرت آنكه ممالك اسلامى را تحت يك حكومت داشته باشند نبودند . بلكه اين ممالك زير دست سلسلههاى متفرقى سرمىكردند . فقط بايد فاطميون را ازين حكم مستثنى دانست ولى ايشان هم اگر چه دولتى بزرگ داشتند با خلفاى عباسى در حال صفا نبودند بلكه مدعيان آن خاندان محسوب مىشدند . اسپانيا و افريقا با قسمت مهمى از مصر مدتها بود كه از اطاعت خلفا بيرون رفته بود و شمال شام و الجزيره را نيز قبائل طاغى در دست داشتند و بعضى از رؤساى ايشان به تشكيل سلسلههائى نيز توفيق يافته بودند . ايران هم تحت حكومت سلسلههاى متعدد سرمىكرد و از ميان آنها سلسله آل بويه كه بمذهب شيعه اعتقاد داشتند و به همين نظر هم چندان رعايت احترام خلفاى كاهل زمان خود را نمىكردند . درين اوان دچار ضعف شد و امراى بىقدرتى بر سر كارها بودند و غالبا به جان يك ديگر مىافتادند و ازين مراتب گذشته ، ظهور فرق مذهبى بىشمار اتحاد دينى ممالك خلافت را نيز بهم زده و اين همه دردها را چارهاى لازم بود كه استيلاى تركان سلجوقى آن را مهيا ساخت . اين بدويان صلب ( سخت و بيرحم ) و بىعلاقه به زندگى شهرى و تمدن و مذهب قبول اسلام كردند و بر اثر سادگى طبع در اين راه دچار تعصب نيز ، و بر اثر همين حس به مدد دولتى كه رو به مرگ بود شتافته آن را احيا نمودند .